ارزش ها و توانایی ها، ازقلم مطهر
این وبلاگ بر اساس نوشته ها و آثار استاد شهید مطهری ونگاه به ارزشهای اسلامی از دیدگاه ایشان تنظیم گردیده است تا بتوانیم در جامعه و برنامه های زندگی و شغلی خود به جنبه هایی ازخودسازی و دیگر سازی که لازمه ی تکامل انسانی الهی است دست یابیم . عزت امامی قر - سعیده اقشاری . آموزش و پرورش ناحیه 5مشهد. مسابقه ی: گوهر اندیشه و موضوع : شهید مطهری و احیای اندیشه اسلامی با امید یگانه معبود بی انتها
نوشته شده در تاريخ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

آزادی و آزادی عقیده و تفکر از نظر شهید مطهری

سایت راسخون، حسن واعظی؛
استاد شهید مرتضی مطهری (ره) آزادی را یکی از نیازهای اساسی می داند و با توجه به تاریخ اروپا گوشزد می کند که در صورت تعارض آزادی و دین، جامعه از دین روی گردان خواهد شد:
از نظر روانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقب گرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در مرحله ای که استبداد و اختناق در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه ی این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است، کلیسا یا طرفداران کلیسا و با اتکاء به افکار کلیسا این فکر عرضه شد که مردم در زمینه ی حکومت فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و دمکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا بلکه بر ضد دین خدا به طور کلی برانگیزد.

بدین ترتیب در نظر شهید مطهری با پیوندی که ارباب کلیسا و برخی از فیلسوفان اروپایی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند، نوعی ارتباط میان دمکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد:

چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشنی ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم[1]




ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()


مرورى بر دیدگاه‌های استاد شهید مطهرى در رابطه با نسل جوان‏

منابع مقاله:

کیهان 13/2/77، ؛

درد این نسل را باید شناخت‏

مخاطب‏شناسى یک عامل عمده‏ و اساسى در وسعت نشر و رواج‏ افکار و آثار استاد شهید مرتضى‏ مطهرى است.هرچند مباحث‏ مطروحه در آثار ایشان-غیر از برخى مباحث فلسفى محض- مى‏تواند مخاطبى عام و فراگیر داشته باشد،اما نکته مشهود در این آثار این است که جوانان و خصوصاً دانشجویان یکى از مخاطبین اصلى و همیشگى ایشان‏ بوده‏اند به گونه‏اى که شاید بتوان‏ گفت عمده‏ترین کوشش استاد در آثار گرانسنکش،توضیح و تبیین‏ اسلام اصل به زبان و منطق روز و برحسب مقتضیات زمان براى‏ جوانان،دانشجویان و نسل جدید باشد و البته این کوشش به دلیل‏ تسلط ایشان بر منابع فقهى و کلامى از یک‏سو و قدرت استنباط و اجتهاد و خلاقیت و پویایى‏ فکریشان از سوى دیگر توفیقى‏ عظیم به دنبال داشت که تا به امروز نیز جامعه ما و خصوصاً نسل جوان‏ از نتایج آن مجاهدت فکرى بهره‏ مى‏برد و استفاده مى‏کند.غیر از حوزه‏هاى علوم دینى،عمده‏ترین‏ عرصه‏اى که مباحث استاد شهید در آنجا مطرح گردید و مورد توجه‏ قرار گرفت دانشگاه بود به‏گونه‏اى‏ که بسیارى از سخنرانی‌ها و مباحث‏ ایشان در محافل دانشگاهى و جمع دانشجویان انجام گردیده‏ است.بدین لحاظ استاد مطهرى یکى از سلسله‏جنبانان‏ وحدت حوزه و دانشگاه،از نخستین مطرح‏کنندگان مباحث‏ اسلامى در صحنه دانشگاه و حلقه‏ واسطى بود که بعد از مدت‌ها کشاکش میان سمت و تجدد در عرصه جامعه و دانشگاه توانست‏ تا حدود زیادى بر این تضاد و تقابل‏ نقله پایان گذارد.و پندارهاى‏ باطلى که در حوزه و دانشگاه شکل‏ گرفته و دیوار بلندى از بى‏اعتمادى‏ میان این‏دو به وجود آورده بود باطل سازد.

زمانه ورود استاد به عرصه‏ دانشگاه زمانه‏اى پر از تقابل‌ها و تضادهاى فکرى و ایدئولوژیکى‏ است که پرداختن به آن‌ها مى‏تواند تا حدود زیادى ما را با فضاى‏ فکرى مباحث مطروحه توسط استاد بارى دهد و همچنین به دلیل‏ شناخت ماهیت برخى جریان‌های‏ فکرى که امروز در برخى‏ محیط‌های دانشگاهى وجود دارند حائز اهمیت است.به‏طور خلاصه‏ جریان‌های سیاسى و فکرى موجود در جامعه آن روز را مى‏توان‏ بدینگونه تشریح کرد



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۸ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

 

 

به گزارش خبرگزاری اهل‏بیت (ع) ـ ابنا ـ محمد علی شبیری گفت: شاید در یک نگاه سطحی به نظر برسد که آموزش و پرورش در جهاد اقتصادی نقشی ندارد ولی باید دانست که بستر هر نوع تحولی آموزش و پرورش است و لذا عملیاتی کردن مبانی جهاد اقتصادی به این نهاد برمی گردد.

رییس اداره آموزش و پرورش بخش کوهسرخ نیز در این جلسه با اشاره با نامگذاری سال 90 از سوی مقام معظم رهبری به نام جهاد اقتصادی گفت: رهبر معظم انقلاب فرموده اند که حتی اگر یک معلم هم باشید می توانید در این جهاد سهیم باشید و لذا همه باید این موضوع را در دستور کار خود قرار دهیم و جهاد اقتصادی را به عنوان شاه کلید در برنامه ریزی های خود مد نظر داشته باشیم.

محمود رضایی خاطرنشان کرد: جهاد اقتصادی برای اجرایی شدن نیازمند الزاماتی است و این جهاد در واقع حرکتی است که عزم ملی و انسجام و وحدت ملی و نیز توجه به سند های فرادستی کشور را می طلبد که در این مسیر آموزش و پرورش از نقش مهمی برخوردار است.

 

 

سرویس خبرنگاران/ داخلی/ محمد فیض‏عارفی

نوشته شده در تاريخ ٧ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

از سفارشات و خصوصیات شهید عباسزاده به دیگران:

دوستان آشنایان را در امر حجاب و درس بسیار تشویق و تحسین می کرد و از خصوصیت اخلاقیشان این بود که علاوه بر فعالیت مبارزاتی به کمک افراد تهیدست و نیازمند می پرداخت و تا قبل از شهادتش کسی از این موضوع اطلاع نداشت بلکه پس از شهادتش متوجه این کار شهید شدن و شیوه و راه مولای خود حضرت علی (ع) را الگوی خود قرار داده بود.

معلم شهید اسماعیل عباس زاده

 

زندگی نامه شهید اسماعیل عباس زاده

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

بنام خدا

شاید خیلی ها سید علیرضا را نشناسند اما بچه های جبهه او را خوب میشناختند همه عطش بی تاب او را دیده بودند همه بر صبرش که به کوه می ماند غبطه می خوردند.

او همزاد ایمان بود ومدافع اسلام سیدعلیرضا انگشتش هم نشان ماشه داشت وهم رنگ قلم بچه ها او را دیده بودند که در گردان کوثر فعال بود و در واحد تخریب در خنثی کردن مین ها کوشا.او را دیده بودند که قرآن می خواند وصندوق مهمات بدوش. . . . .او را دیده بودند که فرمانده گردان ثامن الائمه بود ومسئول محور عملیات لشگر نجف در فاو.

 

 جزیره مجنون گردان کوثر



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ٦ اردیبهشت ۱۳٩٠ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ ۱٩ شهریور ۱۳۸٩ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

 

خدایا ؛‌خدایا ؛ خدایا

شاکریم که باری دیگر ایام را در کنار

دوستانی که دوستدار تو هستند به سر می آوریم

بار پروردگارا ؛

 توخود می دانی ما از خود هیج نداریم ؛

اما می دانیم که زاده از هستی تو می باشیم

ای یکتا معبو د؛

آن چه هست تو هستی ؛ و تو همه چیز هستی

به خاطر وجود خودت ما را در پناه خودت 

یا رب ، یا رب؛

حفظ فرما 

عید برهمه روزه داران و مومنین خدا مبارک

 

 

نوشته شده در تاريخ ٦ شهریور ۱۳۸٩ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
حم × و الکتاب المبین × انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین × فیها یفرق کل امر حکیم × امرا من عندنا انا کنا مرسلین × رحمة من ربک انه هو السمیع العلیم × رب السموات و الارض و ما بینهما ان کنتم موقنین × لا اله الا هو یحیی و یمیت ربکم و رب ابائکم الاولین. (1- دخان / 1 - 8)

راجع به سه چهار آیه اول این سوره مبارکه در جلسه پیش بحث‏شد آیه اول کلمه «حم‏» بود، آیه دوم «و الکتاب المبین‏» ، آیه سوم و چهارم هم مربوط به نزول قرآن در لیلة القدر و درباره خود لیلة القدر بود. در آیه چهارم می‏فرماید:

 «فیها یفرق کل امر حکیم‏»

در این شب جدا می‏شود (تعبیر «جدایی‏» دارد) هر امر حکیمی. نتیجه تدبرهای مفسرین درباره این آیه مختلف بوده است. بعضی گفته‏اند مقصود این است که چون در این شب - و در واقع در یکی از این شبهای لیلة القدر - قرآن نازل شد و به وسیله قرآن کریم دستورها و احکام بیان شد و به طور کلی بیان کردن یک چیز یعنی واضح کردن و روشن کردن و تفصیل دادن آن و در واقع بیرون آوردن آن از حد اجمال و ابهام به مرحله تفصیل و روشنی، پس

 «در این شب جدا می‏شود هر امر حکیمی‏» .

 مقصود از این «امر» یعنی دستورهای الهی، معارف الهی:
این چیزهایی که به وسیله قرآ بیان شده است در این شب تفصیل داده شد. ولی البته این نظر، نظر صحیحی نیست، چون همین طور که عرض کردم این نظرها نظر مفسرین است‏به حسب تدبری که در آیات کرده‏اند. و بعضی مفسرین دیگر که این نظر را رد کرده‏اند - و درست هم رد کرده‏اند - گفته‏اند:
آیه می‏فرماید د راین شب جدا می‏شود، تفصیل داده می‏شود (نه شد). اگر مقصود همان نزول قرآن و بیان احکام و معارف به وسیله قرآن باشد، همین طور که فرمود:

«انا انزلناه فی لیلة مبارکة‏»
ما در شب پر برکتی قرآن را فرود آوردیم، بعد هم باید بفرماید:

«و در آن شب که قرآن فرود آمد هر امر حکیمی به وسیله قرآن بیان شد» همین طور که در مورد نزول قرآن معنی ندارد گفته شود:
«در هر شب قدر قرآن نازل می‏شود»

 قرآن در یک شب قدر نازل شد. پس اگر مقصود از «فیها یفرق کل امر حکیم‏» تفصیل معارف و احکام به وسیله قرآن باشد، باید گفته می‏شد که «در آن شب بیان شد» یعنی به صیغه ماضی گفته می‏شد: «فیها فرق کل امر حکیم‏» در صورتی که به صیغه مضارع گفته شده است و این از نظر علمای ادب روشن است که فعل مضارع دلالت‏بر استمرار می‏کند، یعنی [دلالت می‏کند بر] یک امر جاری و دائمی که پیوستگی دارد و همیشه هست، نه یک امری که در گذشته بود و قطع شد; یک امری که وجود دارد. بنا بر این این آیه می‏خواهد بفرماید که در شب قدر چنین چیزی وجود دارد; و خود این آیه هم باز دلیل بر این است که لیلة القدر همیشه هست، یعنی لیلة القدر مخصوص به یک شب نیست آن طور که بعضی اهل تسنن گفته‏اند که لیلة القدر اختصاص داشت‏به زمان پیغمبر و با فوت رسول اکرم لیلة القدر منتفی شد. معلوم می‏شود که چنین چیزی نیست، چون وقتی که می‏گوید در این شب به طور استمرار همیشه جریان این است، دلیل بر این است که خود لیلة القدر هم برای همیشه باقی است نه اینکه از بین رفته است، و بعلاوه معنی ندارد که لیلة القدر از میان برود، تا زمان پیغمبر هر سال لیلة القدر وجود داشته باشد و بعد از پیغمبر لیلة القدر از بین برود. مثل این است که بگوییم بعد از پیغمبر ماه رمضان رفت. ماه رمضان، دیگر زمان پیغمبر و غیر زمان پیغمبر ندارد. لیلة القدر شبی از شبهای ماه رمضان است و همین طور که ماه رمضان، بودن و نبودنش به بودن و نبودن پیغمبر نیست لیلة القدر هم این گونه است.

                                                      آشنایی با قرآن جلد پنجم، مطهری ، مرتضی؛

نوشته شده در تاريخ ۱۸ امرداد ۱۳۸٩ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

 اساساً برنامهء ماه مبارک رمضان برنامهء انسان سازى است که انسانهاى معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسانهاى سالم،و انسانهاى سالم خود را تبدیل به انسانهاى‏ کامل کنند.
برنامهء ماه مبارک رمضان برنامهء تزکیهء نفس است،برنامهء اصلاح معایب و رفع نواقص است،برنامهء تسلط عقل و ایمان و اراده بر شهوات نفسانى است،برنامهء دعاست،برنامهء پرستش حق است،برنامهء پرواز به سوى خداست،برنامهء ترقى‏ دادن روح است،برنامهء رقاء دادن روح است.
اگر بنا باشد که ماه مبارک بیاید و انسان سى روز گرسنگى و تشنگى و بى‏خوابى بکشد و مثلاً شبها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود،و بعد هم عید فطر بیاید و با روز آخر شعبان‏ یک ذره هم فرق نکرده باشد،چنین روزه‏اى براى انسان اثر ندارد.
اسلام که‏ نمى‏خواهد مردم بى‏جهت دهانشان را ببندند،بلکه با روزه گرفتن قرار است که‏ انسانها اصلاح شوند.چرا در روایات ما آمده است که بسیارى از روزه داران هستند که حظ و بهرهء آنها از روزه جز گرسنگى چیزى نیست؟
بستن دهان از غذاى حلال‏ براى این است که انسان در آن سى روز تمرین کند که زبان خود را از گفتار حرام‏ ببندد،غیبت نکند،دروغ نگوید،فحش ندهد. این از همان امور معنوى و باطنى و ملکوتى است:

زنى آمد خدمت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در حالى که روزه داشت.رسول اکرم شیر یا چیز دیگرى به او تعارف کرد و فرمود:
بگیر و بخور.گفت:

یا رسول اللََّه!روزه دارم.فرمود:نه،روزه ندارى؛بگیر و بخور.گفت:نه یا رسول ا...!روزه دارم.باز رسول اکرم اصرار کرد که بخور.گفت:
نه،روزه دارم،واقعاً روزه دارم(چون به حساب خودش واقعاً روزه داشت،ولى‏ روزهء ظاهرى مثل روزه‏هاى ما).فرمود:
تو چگونه روزه دارى،حال آنکه گوشت‏ برادر-یا خواهر-مؤمنت را یک ساعت پیش خوردى(غیبت کردى)؟مى‏خواهى‏الآن به خودت ارائه دهم که تو گوشت خورده‏ اى؟قى کن!یکدفعه قى کرد و لخته‏هاى گوشت از دهانش بیرون آمد.

انسان روزه بگیرد و غیبت کند،یعنى دهان‏ جسم خودش را از غذاى حلال ببندد و دهان روح خود را براى غذاى حرام باز کند.
چرا به ما گفته‏اند یک دروغ که انسان بگوید تعفّنى از دهان او بلند مى‏شود که تا هفت آسمان‏ ، فرشتگان را متأذّى مى‏کند؟

آنوقت مى‏گویند چرا انسان وقتى در جهنم است،اینقدر جهنم عفونت دارد؟!


عفونت جهنم همین عفونتهایى است که ما خودمان در دنیا ایجاد کرده‏ایم،همین دروغهایى است که خودمان مى‏گوییم.دشنام‏ دادن و همْز و لمْز کردن هم همین‏طور است.
تهمت زدن سرور همهء اینهاست،چون تهمت زدن هم‏[رذیلت‏]دروغ گفتن را دارد و هم‏ [رذیلت‏] غیبت کردن را. چون آدمى که غیبت مى‏کند،راست مى‏گوید و بدگویى مى‏کند و آدمى که دروغ مى‏گوید،دروغ مى‏گوید ولى بدگویى کسى را نمى‏کند،یک دروغى مى‏بافد و مى‏گوید.اما آدمى که تهمت مى‏زند،در آنِ واحد،هم‏ دروغ مى‏گوید و هم غیبت مى‏کند؛یعنى دو گناه کبیره را با یکدیگر انجام مى‏دهد.
[آیا صحیح است‏]یک ماه رمضان بر ما بگذرد که در آن ماه ما یک سلسله‏ تهمتها به یکدیگر بسته باشیم؟ماه رمضان براى این است که مسلمین،بیشتر اجتماع کنند،عبادتهاى اجتماعى انجام دهند و در مساجد جمع شوند،نه اینکه ماه‏ رمضان وسیلهء تفرقه قرار گیرد.

                                                                                                                    منبع :کتاب انسان کامل استاد ص10

نوشته شده در تاريخ ٢۳ تیر ۱۳۸٩ توسط افشاری. امامی فر | نظرات ()

سلام

وقفه ی ما را ببخشید ،یک مسافرت زیارتی داشتیم جاتون خالی

درباره وبلاگ
افشاری. امامی فر
موضوعات
آخرين مطالب
نويسندگان
آرشيو مطالب
پيوند ها
صفحات جانبي







تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.