بدین ترتیب در نظر شهید مطهری با پیوندی که ارباب کلیسا و برخی از فیلسوفان اروپایی میان اعتقاد به خدا از یک طرف و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومت های استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند، نوعی ارتباط میان دمکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی خدایی فرض شد: چنین فرض شد که یا باید خدا را بپذیریم و حق حکومت را از طرف او تفویض شده به افراد معینی که هیچ نوع امتیاز روشنی ندارند تلقی کنیم و یا خدا را نفی کنیم تا بتوانیم خود را ذی حق بدانیم[1]آزادی و آزادی عقیده و تفکر از نظر شهید مطهری
از نظر روانشناسی مذهبی یکی از موجبات عقب گرد مذهبی این است که اولیای مذهب میان مذهب و یک نیاز طبیعی، تضاد برقرار کنند، مخصوصاً هنگامی که آن نیاز در سطح افکار عمومی ظاهر شود. درست در مرحله ای که استبداد و اختناق در اروپا به اوج خود رسیده بود و مردم تشنه ی این اندیشه بودند که حق حاکمیت از آن مردم است، کلیسا یا طرفداران کلیسا و با اتکاء به افکار کلیسا این فکر عرضه شد که مردم در زمینه ی حکومت فقط تکلیف و وظیفه دارند نه حق. همین کافی بود که تشنگان آزادی و دمکراسی و حکومت را بر ضد کلیسا بلکه بر ضد دین خدا به طور کلی برانگیزد.
ادامه مطلب...
منابع مقاله: درد این نسل را باید شناخت مخاطبشناسى یک عامل عمده و اساسى در وسعت نشر و رواج افکار و آثار استاد شهید مرتضى مطهرى است.هرچند مباحث مطروحه در آثار ایشان-غیر از برخى مباحث فلسفى محض- مىتواند مخاطبى عام و فراگیر داشته باشد،اما نکته مشهود در این آثار این است که جوانان و خصوصاً دانشجویان یکى از مخاطبین اصلى و همیشگى ایشان بودهاند به گونهاى که شاید بتوان گفت عمدهترین کوشش استاد در آثار گرانسنکش،توضیح و تبیین اسلام اصل به زبان و منطق روز و برحسب مقتضیات زمان براى جوانان،دانشجویان و نسل جدید باشد و البته این کوشش به دلیل تسلط ایشان بر منابع فقهى و کلامى از یکسو و قدرت استنباط و اجتهاد و خلاقیت و پویایى فکریشان از سوى دیگر توفیقى عظیم به دنبال داشت که تا به امروز نیز جامعه ما و خصوصاً نسل جوان از نتایج آن مجاهدت فکرى بهره مىبرد و استفاده مىکند.غیر از حوزههاى علوم دینى،عمدهترین عرصهاى که مباحث استاد شهید در آنجا مطرح گردید و مورد توجه قرار گرفت دانشگاه بود بهگونهاى که بسیارى از سخنرانیها و مباحث ایشان در محافل دانشگاهى و جمع دانشجویان انجام گردیده است.بدین لحاظ استاد مطهرى یکى از سلسلهجنبانان وحدت حوزه و دانشگاه،از نخستین مطرحکنندگان مباحث اسلامى در صحنه دانشگاه و حلقه واسطى بود که بعد از مدتها کشاکش میان سمت و تجدد در عرصه جامعه و دانشگاه توانست تا حدود زیادى بر این تضاد و تقابل نقله پایان گذارد.و پندارهاى باطلى که در حوزه و دانشگاه شکل گرفته و دیوار بلندى از بىاعتمادى میان ایندو به وجود آورده بود باطل سازد. زمانه ورود استاد به عرصه دانشگاه زمانهاى پر از تقابلها و تضادهاى فکرى و ایدئولوژیکى است که پرداختن به آنها مىتواند تا حدود زیادى ما را با فضاى فکرى مباحث مطروحه توسط استاد بارى دهد و همچنین به دلیل شناخت ماهیت برخى جریانهای فکرى که امروز در برخى محیطهای دانشگاهى وجود دارند حائز اهمیت است.بهطور خلاصه جریانهای سیاسى و فکرى موجود در جامعه آن روز را مىتوان بدینگونه تشریح کرد
مرورى بر دیدگاههای استاد شهید مطهرى در رابطه با نسل جوان
ادامه مطلب...

به گزارش خبرگزاری اهلبیت (ع) ـ ابنا ـ محمد علی شبیری گفت: شاید در یک نگاه سطحی به نظر برسد که آموزش و پرورش در جهاد اقتصادی نقشی ندارد ولی باید دانست که بستر هر نوع تحولی آموزش و پرورش است و لذا عملیاتی کردن مبانی جهاد اقتصادی به این نهاد برمی گردد.
رییس اداره آموزش و پرورش بخش کوهسرخ نیز در این جلسه با اشاره با نامگذاری سال 90 از سوی مقام معظم رهبری به نام جهاد اقتصادی گفت: رهبر معظم انقلاب فرموده اند که حتی اگر یک معلم هم باشید می توانید در این جهاد سهیم باشید و لذا همه باید این موضوع را در دستور کار خود قرار دهیم و جهاد اقتصادی را به عنوان شاه کلید در برنامه ریزی های خود مد نظر داشته باشیم.
محمود رضایی خاطرنشان کرد: جهاد اقتصادی برای اجرایی شدن نیازمند الزاماتی است و این جهاد در واقع حرکتی است که عزم ملی و انسجام و وحدت ملی و نیز توجه به سند های فرادستی کشور را می طلبد که در این مسیر آموزش و پرورش از نقش مهمی برخوردار است.
سرویس خبرنگاران/ داخلی/ محمد فیضعارفی

از سفارشات و خصوصیات شهید عباسزاده به دیگران:
دوستان آشنایان را در امر حجاب و درس بسیار تشویق و تحسین می کرد و از خصوصیت اخلاقیشان این بود که علاوه بر فعالیت مبارزاتی به کمک افراد تهیدست و نیازمند می پرداخت و تا قبل از شهادتش کسی از این موضوع اطلاع نداشت بلکه پس از شهادتش متوجه این کار شهید شدن و شیوه و راه مولای خود حضرت علی (ع) را الگوی خود قرار داده بود.
معلم شهید اسماعیل عباس زاده
زندگی نامه شهید اسماعیل عباس زاده
ادامه مطلب...
بنام خدا
شاید خیلی ها سید علیرضا را نشناسند اما بچه های جبهه او را خوب میشناختند همه عطش بی تاب او را دیده بودند همه بر صبرش که به کوه می ماند غبطه می خوردند.
او همزاد ایمان بود ومدافع اسلام سیدعلیرضا انگشتش هم نشان ماشه داشت وهم رنگ قلم بچه ها او را دیده بودند که در گردان کوثر فعال بود و در واحد تخریب در خنثی کردن مین ها کوشا.او را دیده بودند که قرآن می خواند وصندوق مهمات بدوش. . . . .او را دیده بودند که فرمانده گردان ثامن الائمه بود ومسئول محور عملیات لشگر نجف در فاو.

ادامه مطلب...
یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند. برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند،
داستان کوتاهی تعریف کرد:
ادامه مطلب...
خدایا ؛خدایا ؛ خدایا
شاکریم که باری دیگر ایام را در کنار
دوستانی که دوستدار تو هستند به سر می آوریم
بار پروردگارا ؛
توخود می دانی ما از خود هیج نداریم ؛
اما می دانیم که زاده از هستی تو می باشیم
ای یکتا معبو د؛
آن چه هست تو هستی ؛ و تو همه چیز هستی
به خاطر وجود خودت ما را در پناه خودت
یا رب ، یا رب؛
حفظ فرما
عید برهمه روزه داران و مومنین خدا مبارک
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین ...
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
حم × و الکتاب المبین × انا انزلناه فی لیلة مبارکة انا کنا منذرین × فیها یفرق کل امر حکیم × امرا من عندنا انا کنا مرسلین × رحمة من ربک انه هو السمیع العلیم × رب السموات و الارض و ما بینهما ان کنتم موقنین × لا اله الا هو یحیی و یمیت ربکم و رب ابائکم الاولین. (1- دخان / 1 - 8)
راجع به سه چهار آیه اول این سوره مبارکه در جلسه پیش بحثشد آیه اول کلمه «حم» بود، آیه دوم «و الکتاب المبین» ، آیه سوم و چهارم هم مربوط به نزول قرآن در لیلة القدر و درباره خود لیلة القدر بود. در آیه چهارم میفرماید:
«فیها یفرق کل امر حکیم»
در این شب جدا میشود (تعبیر «جدایی» دارد) هر امر حکیمی. نتیجه تدبرهای مفسرین درباره این آیه مختلف بوده است. بعضی گفتهاند مقصود این است که چون در این شب - و در واقع در یکی از این شبهای لیلة القدر - قرآن نازل شد و به وسیله قرآن کریم دستورها و احکام بیان شد و به طور کلی بیان کردن یک چیز یعنی واضح کردن و روشن کردن و تفصیل دادن آن و در واقع بیرون آوردن آن از حد اجمال و ابهام به مرحله تفصیل و روشنی، پس
«در این شب جدا میشود هر امر حکیمی» .
مقصود از این «امر» یعنی دستورهای الهی، معارف الهی:
این چیزهایی که به وسیله قرآ بیان شده است در این شب تفصیل داده شد. ولی البته این نظر، نظر صحیحی نیست، چون همین طور که عرض کردم این نظرها نظر مفسرین استبه حسب تدبری که در آیات کردهاند. و بعضی مفسرین دیگر که این نظر را رد کردهاند - و درست هم رد کردهاند - گفتهاند:
آیه میفرماید د راین شب جدا میشود، تفصیل داده میشود (نه شد). اگر مقصود همان نزول قرآن و بیان احکام و معارف به وسیله قرآن باشد، همین طور که فرمود:
«انا انزلناه فی لیلة مبارکة»
ما در شب پر برکتی قرآن را فرود آوردیم، بعد هم باید بفرماید:
«و در آن شب که قرآن فرود آمد هر امر حکیمی به وسیله قرآن بیان شد» همین طور که در مورد نزول قرآن معنی ندارد گفته شود:
«در هر شب قدر قرآن نازل میشود»
قرآن در یک شب قدر نازل شد. پس اگر مقصود از «فیها یفرق کل امر حکیم» تفصیل معارف و احکام به وسیله قرآن باشد، باید گفته میشد که «در آن شب بیان شد» یعنی به صیغه ماضی گفته میشد: «فیها فرق کل امر حکیم» در صورتی که به صیغه مضارع گفته شده است و این از نظر علمای ادب روشن است که فعل مضارع دلالتبر استمرار میکند، یعنی [دلالت میکند بر] یک امر جاری و دائمی که پیوستگی دارد و همیشه هست، نه یک امری که در گذشته بود و قطع شد; یک امری که وجود دارد. بنا بر این این آیه میخواهد بفرماید که در شب قدر چنین چیزی وجود دارد; و خود این آیه هم باز دلیل بر این است که لیلة القدر همیشه هست، یعنی لیلة القدر مخصوص به یک شب نیست آن طور که بعضی اهل تسنن گفتهاند که لیلة القدر اختصاص داشتبه زمان پیغمبر و با فوت رسول اکرم لیلة القدر منتفی شد. معلوم میشود که چنین چیزی نیست، چون وقتی که میگوید در این شب به طور استمرار همیشه جریان این است، دلیل بر این است که خود لیلة القدر هم برای همیشه باقی است نه اینکه از بین رفته است، و بعلاوه معنی ندارد که لیلة القدر از میان برود، تا زمان پیغمبر هر سال لیلة القدر وجود داشته باشد و بعد از پیغمبر لیلة القدر از بین برود. مثل این است که بگوییم بعد از پیغمبر ماه رمضان رفت. ماه رمضان، دیگر زمان پیغمبر و غیر زمان پیغمبر ندارد. لیلة القدر شبی از شبهای ماه رمضان است و همین طور که ماه رمضان، بودن و نبودنش به بودن و نبودن پیغمبر نیست لیلة القدر هم این گونه است.
آشنایی با قرآن جلد پنجم، مطهری ، مرتضی؛
اساساً برنامهء ماه مبارک رمضان برنامهء انسان سازى است که انسانهاى معیوب در این ماه خود را تبدیل به انسانهاى سالم،و انسانهاى سالم خود را تبدیل به انسانهاى کامل کنند.
برنامهء ماه مبارک رمضان برنامهء تزکیهء نفس است،برنامهء اصلاح معایب و رفع نواقص است،برنامهء تسلط عقل و ایمان و اراده بر شهوات نفسانى است،برنامهء دعاست،برنامهء پرستش حق است،برنامهء پرواز به سوى خداست،برنامهء ترقى دادن روح است،برنامهء رقاء دادن روح است.
اگر بنا باشد که ماه مبارک بیاید و انسان سى روز گرسنگى و تشنگى و بىخوابى بکشد و مثلاً شبها تا دیروقت بیدار باشد و به این مجلس و آن مجلس برود،و بعد هم عید فطر بیاید و با روز آخر شعبان یک ذره هم فرق نکرده باشد،چنین روزهاى براى انسان اثر ندارد.
اسلام که نمىخواهد مردم بىجهت دهانشان را ببندند،بلکه با روزه گرفتن قرار است که انسانها اصلاح شوند.چرا در روایات ما آمده است که بسیارى از روزه داران هستند که حظ و بهرهء آنها از روزه جز گرسنگى چیزى نیست؟
بستن دهان از غذاى حلال براى این است که انسان در آن سى روز تمرین کند که زبان خود را از گفتار حرام ببندد،غیبت نکند،دروغ نگوید،فحش ندهد. این از همان امور معنوى و باطنى و ملکوتى است:
زنى آمد خدمت پیغمبر اکرم صلى الله علیه و آله در حالى که روزه داشت.رسول اکرم شیر یا چیز دیگرى به او تعارف کرد و فرمود:
بگیر و بخور.گفت:
یا رسول اللََّه!روزه دارم.فرمود:نه،روزه ندارى؛بگیر و بخور.گفت:نه یا رسول ا...!روزه دارم.باز رسول اکرم اصرار کرد که بخور.گفت:
نه،روزه دارم،واقعاً روزه دارم(چون به حساب خودش واقعاً روزه داشت،ولى روزهء ظاهرى مثل روزههاى ما).فرمود:
تو چگونه روزه دارى،حال آنکه گوشت برادر-یا خواهر-مؤمنت را یک ساعت پیش خوردى(غیبت کردى)؟مىخواهىالآن به خودت ارائه دهم که تو گوشت خورده اى؟قى کن!یکدفعه قى کرد و لختههاى گوشت از دهانش بیرون آمد.
انسان روزه بگیرد و غیبت کند،یعنى دهان جسم خودش را از غذاى حلال ببندد و دهان روح خود را براى غذاى حرام باز کند.
چرا به ما گفتهاند یک دروغ که انسان بگوید تعفّنى از دهان او بلند مىشود که تا هفت آسمان ، فرشتگان را متأذّى مىکند؟
آنوقت مىگویند چرا انسان وقتى در جهنم است،اینقدر جهنم عفونت دارد؟!
عفونت جهنم همین عفونتهایى است که ما خودمان در دنیا ایجاد کردهایم،همین دروغهایى است که خودمان مىگوییم.دشنام دادن و همْز و لمْز کردن هم همینطور است.
تهمت زدن سرور همهء اینهاست،چون تهمت زدن هم[رذیلت]دروغ گفتن را دارد و هم [رذیلت] غیبت کردن را. چون آدمى که غیبت مىکند،راست مىگوید و بدگویى مىکند و آدمى که دروغ مىگوید،دروغ مىگوید ولى بدگویى کسى را نمىکند،یک دروغى مىبافد و مىگوید.اما آدمى که تهمت مىزند،در آنِ واحد،هم دروغ مىگوید و هم غیبت مىکند؛یعنى دو گناه کبیره را با یکدیگر انجام مىدهد.
[آیا صحیح است]یک ماه رمضان بر ما بگذرد که در آن ماه ما یک سلسله تهمتها به یکدیگر بسته باشیم؟ماه رمضان براى این است که مسلمین،بیشتر اجتماع کنند،عبادتهاى اجتماعى انجام دهند و در مساجد جمع شوند،نه اینکه ماه رمضان وسیلهء تفرقه قرار گیرد.
منبع :کتاب انسان کامل استاد ص10
سلام
وقفه ی ما را ببخشید ،یک مسافرت زیارتی داشتیم جاتون خالی